زبانحال حضرت رباب در شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
مظلـومترین، تـشنـهتـرین طفل شهیدی در خـون خـودت مثل علمدار تـپـیـدی میخـواسـتـی آرام بـخـوابی گل مـادر با قـهـقـهـۀ حـرمـلـه از خـواب پریدی گـفـتی که گـلـویم سپر غـربت باباست آخـر مگـر از غـربت بابا چه شـنـیدی این تیـر برای تو بـزرگ است عزیزم ای نـوگـل من! زود به معراج رسیدی این تـیر تو را یک شبه از شـیر گرفته مـادر به فـدایت چِـقـَـدَر درد کـشـیـدی ای حـرمـله از زنـدگیات خیر نـبـینی من زنده بمانم پس از این با چه امیدی |